الشيخ حسين المظاهري
263
كاوشى نو در اخلاق اسلامى وشئون حكمت عملى (فارسى)
نمى بيند ، همان گونه كه در نفس الامر و واقعيت " ليس فى الدّار غيره ديار . " خداوند عزّ و جلّ مى فرمايد : ( انّي وجّهت وجهي للّذي فطر السّماوات و الارض . ) همانا من روى به سوى كسى آوردم كه آسمانها و زمين را آفريد . ( و عنت الوجوه للحيّ القيّوم . ) و چهره ها در برابر خداى زندهء پاينده ، خاضع مى شوند . پس توجّه به خداى متعال و خضوع چهره ها براى خداى زندهء پاينده ، اقتضاى بقاى اعيان ثابته را دارد ، چنان كه خداوند عزّ و جلّ مى فرمايد : ( لمن الملك اليوم لله الواحد القهّار . ) امروز سلطنت از آن كيست ؟ از آن خداى يگانهء چيره . ( و اليه يرجع الامر كلّه . ) 173 هر امرى به سوى او باز مى گردد . كه اين نيز مقتضى فناست ، و جمع ، مقتضى بقاى اعيان ثابته است . حتّى پس از فنا و بقا در پرتو وجود خداوند متعال با رسيدنش به مقام لقا و در پيمودن منزلگاهها ، و به ديگر سخن ، رسيدنش به مقام حقّ اليقين ، و به سخن سوم ، رسيدنش به هستى قلبش ، كه همان عرش رحمان است . ج ) سرور ما ، استاد بروجردى از فقهاى برجسته بود و هرگاه به بحث فقه و اصول وارد مى شد ، چونان دريايى خروشان بود . پايبندى او به ظواهر شرع ، براى ما الگو بود و تأكيدايشان در بقاى حوزه و ترقّى آن ، كاملًا محسوس بود . و جدّيت ايشان در درس ، از آغاز تا پايان عمر ، در ميان ما شهرت داشت . ايشان مى گفت : من در نجف ، شب را با مطالعه سپرى مى كردم . مرحوم بروجردى هوى و هوس خويش را لگام زده بود و در طول